سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

246

تاريخ ايران ( فارسى )

عين دستخط شاه عباس كه در سال 1012 هجرى ( 1603 ) تحرير و امضا شده است . ( به اجازه و لطف عبد المجيد بلشاه ) فصل شصت و سوم شاه عباس كبير اما شخص او آنوقت و آن از اينقرار است : اندامش چنان برازنده است كه گوئى نقشبند صنع كه ميدانسته است ويرا براى چه كارى نامزد خواهد كرد همهء تناسب و جمال و قوت و چابكى را بوى عنايت كرده است ، رنگ گندم‌گون و چهرهء مردانه‌اش بيشتر بر اثر نوازش آفتاب تيره گشته است . او را دلى بزرگ و شاهانه است و خرد و دلاورى و گشاده‌دستى و عطوفت و مدارا و بالاخره حق‌پرستى از صفات مميزهء اوست . ( گفتهء انتونى شرلى دربارهء شاه عباس ) بايد دانست كه قرن شانزدهم ، هم در اروپا و هم در آسيا ، بواسطهء پروردن شهرياران بزرگ با بخشش‌هاى وافر يك عصر تاريخى شگفت‌آميزى بوده است . از ميان اين شهرياران يكى شارلز پنجم و ديگر اليزابت در اروپا هستند كه سلطان سليمان سلطان تركيه ، اكبر مغول امپراطور هند و شاه عباس كه موضوع اين فصل است اگر بالاتر نباشند لااقل در همان رديف قرار ميگيرند . معهذا آن طفلى كه مقدر شده بود روزى شاه عباس كبير گردد وضعش در ايام كودكى هيچ اميدبخش نبود و كسى خيال